جمال رضايى
649
بيرجندنامه ( فارسى )
مىگويند . « 1 » رسم چنين بود و هست كه پس از برگزارى مجالس سوكوارى و بخصوص " ختم " صاحبان عزا يعنى " پرسهداران " براى سپاسگزارى به بازديد كسانى مىرفتند كه به تسليت آنان آمده و در مراسم آنها شركت كرده بودند . اين بازديد را كه بهترتيب درجهء قرابت و سنّ و شأن نزديكان و آشنايان صورت مىگرفت " پىپرسه pey porse " يا " پى قدما [ ن ] pey qadamo [ n ] " ( پىقدمان ) مىناميدند و مىنامند . اين رسم بسيار مهم بود و اجراى آن را لازم و ضرورى مىدانستند و در آن كوتاهى و اهمال نمىكردند . 4 - جنگ سردهى - تهدهى : در سخن از محلّهها و كوچههاى قديم بيرجند ياد كرديم كه بيرجند در روزگارى كه هنوز يك " ده " بزرگ بوده و گونهء شهر نداشته به سه محلّهء بزرگ و اصلى تقسيم مىشده است : سرده ، ميانده ، تهده . اين محلّهها بعدها به نامهاى " بالاى شهر " ، " چهاردرخت " و " پايين شهر " خوانده مىشدند . « 2 » در بسيارى از شهرهاى ايران بين طبقات و مردمى كه در محلّات مختلف سكونت داشتهاند اختلافات و مناقشاتى روى مىداده كه گاه به ستيزهجويى و دشمنى و حتّى زد و خورد مىانجاميده است . در بيرجند كهن يعنى در حدود يك سده پيش نيز چنين وضعى بوده و ميان ساكنان محلّههاى " سرده " و " تهده " سالى يك بار " جنگ " درمىگرفته و مردان و جوانان اين دو محلّه با سنگپرانى به جان هم مىافتادهاند ، بدينگونه كه عدّهاى از مردان و جوانان محلّهء " سرده " در ابتدا و شرق " رود " و عدّهاى از مردان و جوانان محلّهء " تهده " در انتها و غرب " رود " گرد مىآمده و با دست و تيركمان و فلاخن به سوى هم سنگ مىانداخته و هم را " سنگباران " مىكردهاند و چه بسا كه در اين گيرودار عدّهاى مجروح مىشده و زخمهاى مهلك برمى داشتهاند . اين " جنگ " كه به نام " سردهى - تهدهى " معروف بوده بهصورت يك " سنّت " درآمده بود و سالى يك بار در موقعى خاص و معيّن اجرا مىشده است و چنان در اجراى اين " سنّت " مىكوشيده و به آن پابند بودهاند كه تصوّر مىكردهاند اگر اين كار را نكنند رسم و عمل
--> ( 1 ) . نك : جستار سيزدهم . فصل دو . " سوكوارىها " . صص 508 - 503 . ( 2 ) . نك : جستار دوم . فصل پنج . " محلّهها " . صص 87 - 77 .